گردشگری

اللهم صل علی محمد و آل محمد

تالش کجاست و تالش کیست؟

تالش نام یکی از تیره‌های آریایی است که سکونت گاه اصلی آن‌ها در البرز غربی از جنوب شرقی جمهوری آذربایجان آغاز شده و تا شمال غربی استان گیلان و همه استان اردبیل در ایران ادامه دارد.

در استان گیلان زبان خود را حفظ کرده‌اند و بر پایه قانون اساسی جمهوری اسلامی حق آموزش به این زبان را دارند. در استان اردبیل به مرور زمان زبانشان به ترکی تغییر یافته‌ است. در جمهوری آذربایجان هر گونه گویش و نگارش غیر ترکی ممنوع است منطقه شمالی تالش تالش گشتاسبی نامیده می‌شد که امروزه در جمهوری آذربایجان قرار دارد. بین کوههای تالش و دریای خزر زندگی می کنند. خودزِکو (ص 78) به سبب تشابه نام این قوم با نام امیرتالش بن حسن نوادة امیرچوپان مغول (حافظ ابرو، 1317ش ، بخش 1، ص 135)، برای تالشها منشأ ترکی قایل شده است . این گمان نیز وجود داشته است که تالشها ایرانی (نیکیتن ، ص 102) یا از آریاییان اند، بویژه اینکه گویش تالشی از گروه زبانهای ایرانی شمال غربی است و نشانه های بسیاری از اوستایی و فارسی باستان و فارسی میانه در آن دیده می شود (اورانسکی ، ص 330ـ334).
تالشها در گذشته از اقوام کوه نشین گیلان بوده اند و ظاهراً عده ای از آنان به مرور در دشتها مستقر شده اند (بازن ، ج 2، ص 57). دامداری از مشاغل اصلی آنان بوده و هنوز شغل اصلی کوه نشینان تالش است (نیکیتن ، همانجا؛ بازن ، ج 2، ص 5 ؛ بازن و برمبرژه ، ص 58؛ مرکز آمار ایران ، 1368ش . ص 78). بیشتر کشاورزان جلگه نشین تالش قرنهاست که به کِشت برنج اشتغال دارند (بازن ، همانجا؛ حمداللّه مستوفی ، ص 84، 162). بعضی از تالشها شیعة دوازده امامی و بعضی سنّی شافعی اند (بُرادگاهی ، ص 36، 46؛ بازن ، ج 2، ص 199ـ200، 208؛ رابینو، 1366ش ، ص 100، 112، 120، 138؛ اوبن ، ص 146). مذهب شیعه پیش از تشکیل دولت صفوی و احتمالاً پس از تغییر مذهب خاندان شیخ صفی الدین اردبیلی در این سرزمین گسترش یافت . شیخ صفی در میان تالشها طرفداران بسیاری داشت و تالش از مراکز مهم نفوذ خاندان او بود (فضل اللّه بن روزبهان ، ص 263ـ 265؛ قس بازن ، ج 2، ص 199، که می گوید گرایش به مذهب شیعه در طالش شمالی باید در نیمة دوم دورة صفوی شروع شده باشد). این خاندان از 806 املاکی در تالش داشتند که تیمور گورکانی (حک : 771ـ807) آنها را وقف ایشان کرده بود (لمتون ، ص 223، پانویس ). خلفای شیخ حیدر، پدر شاه اسماعیل اول صفوی ، و پیروانشان در تالش در جنگهای او با داغستانیها و چرکسها شرکت داشتند (فضل اللّه بن روزبهان ، ص 274،280). در آغاز قرن دهم بسیاری از صوفیان صفوی در «طالشستان » (تالش ) به سرمی بردند (ابن کربلائی ، ج 2، ص 204)

 بین کوههای تالش و دریای خزر زندگی می کنند. خودزِکو (ص 78) به سبب تشابه نام این قوم با نام امیرتالش بن حسن نوادة امیرچوپان مغول (حافظ ابرو، 1317ش ، بخش 1، ص 135)، برای تالشها منشأ ترکی قایل شده است . این گمان نیز وجود داشته است که تالشها ایرانی (نیکیتن ، ص 102) یا از آریاییان اند، بویژه اینکه گویش تالشی از گروه زبانهای ایرانی شمال غربی است و نشانه های بسیاری از اوستایی و فارسی باستان و فارسی میانه در آن دیده می شود (اورانسکی ، ص 330ـ334).
تالشها در گذشته از اقوام کوه نشین گیلان بوده اند و ظاهراً عده ای از آنان به مرور در دشتها مستقر شده اند (بازن ، ج 2، ص 57). دامداری از مشاغل اصلی آنان بوده و هنوز شغل اصلی کوه نشینان تالش است (نیکیتن ، همانجا؛ بازن ، ج 2، ص 5 ؛ بازن و برمبرژه ، ص 58؛ مرکز آمار ایران ، 1368ش . ص 78). بیشتر کشاورزان جلگه نشین تالش قرنهاست که به کِشت برنج اشتغال دارند (بازن ، همانجا؛ حمداللّه مستوفی ، ص 84، 162). بعضی از تالشها شیعة دوازده امامی و بعضی سنّی شافعی اند (بُرادگاهی ، ص 36، 46؛ بازن ، ج 2، ص 199ـ200، 208؛ رابینو، 1366ش ، ص 100، 112، 120، 138؛ اوبن ، ص 146). مذهب شیعه پیش از تشکیل دولت صفوی و احتمالاً پس از تغییر مذهب خاندان شیخ صفی الدین اردبیلی در این سرزمین گسترش یافت . شیخ صفی در میان تالشها طرفداران بسیاری داشت و تالش از مراکز مهم نفوذ خاندان او بود (فضل اللّه بن روزبهان ، ص 263ـ 265؛ قس بازن ، ج 2، ص 199، که می گوید گرایش به مذهب شیعه در طالش شمالی باید در نیمة دوم دورة صفوی شروع شده باشد). این خاندان از 806 املاکی در تالش داشتند که تیمور گورکانی (حک : 771ـ807) آنها را وقف ایشان کرده بود (لمتون ، ص 223، پانویس ). خلفای شیخ حیدر، پدر شاه اسماعیل اول صفوی ، و پیروانشان در تالش در جنگهای او با داغستانیها و چرکسها شرکت داشتند (فضل اللّه بن روزبهان ، ص 274،280). در آغاز قرن دهم بسیاری از صوفیان صفوی در «طالشستان » (تالش ) به سرمی بردند (ابن کربلائی ، ج 2، ص 204).

سرزمین قوم تالش نوار نسبتاً باریکی مرکّب از دو قسمت کوهستانی و جلگه ای است که از شمال به جنوب گسترده می شود. شمال آن به خط فرضی میان قسمت سفلای رود کُر و مصب رود مرزی بالهارود در دشت مغان جمهوری آذربایجان (برادگاهی ، ص 33؛ اوبن ، ص 143)، جنوب آن به مغرب دشت گیلان (دشت فومنات ؛ بازن ، ج 2، ص 73)، مشرق آن به دریای خزر و مغرب آن به استان اردبیل متصل است . معروفترین مناطق تالش نشین عبارت اند از: موغان / مُغان ، اُجارود، اُلوف ، دَشْتوَند، دَریغ ، لَنْکَران ، زُووند، ویلکیج ، آستارا، کَرْگانرود، اَسالِم ، دیناچال ، تالشدولاب ، شانْدِرمَن ، ماسال ، ماسوله و بعضی نواحی کوهستانی فومن و شَفْت (برادگاهی ، ص 31ـ35؛ رابینو، 1366ش ، ص 21، 182، 218، 233؛ همو، 1369ش ، ص 57ـ 58).
دامنة پراکندگی قوم تالش در گذشته بیش از امروز بوده است . مردم کَلِیْبَر * در نیمة اول قرن هشتم ترک و تالش بودند (حمداللّه مستوفی ، ص 84). اراضی ملتقای رودهای کر و ارس و بعضی نواحی قراباغ در قرن دهم متعلق به تالشان بود (باکیخانوف ، ص 95، 103). اطراف خورگام / خرکام در قرن ششم (کاشانی ، ص 192)، مغرب کوهدُم در قرن نهم (مرعشی ، ص 436) و طالشستان لاهیجان در قرنهای دهم و یازدهم (فومنی ، ص 271) تالش نشین بود. در تقسیمات اداری 150 سال گذشته ، بخشهایی از نواحی تالش نشین ، چون ویلکیج و اجارود، ضمیمة اردبیل شد (برادگاهی ، ص 35). امروزه همة مردم آن نواحی ، به غیر از اهالی چند روستا، به ترکی سخن می گویند (اوبن ، ص 144؛ بازن ، ج 2، ص 81 ـ 85).

در بارة طوایف و تقسیمات درونی قوم تالش ، به سبب استحالة آنان در میان مردم یکجانشین ، اطلاعات کمی در دست است (بازن ، ج 2، ص 213ـ214). شناخته شده ترین طوایف تالش از شمال به جنوب عبارت اند از: طایفة بزرگ دِلاغَردِه (برادگاهی ، ص 45) یا دلاغرده لو که در روستاهای مرزی اجارود سکونت دارند، همه ترک زبان اند و خود را از شاهسَوَنان می دانند (صادق ، مجموعة 5، ص 170، 195)؛ طوایف آقاجانی و مشایخ ، ساکن کرگانرود شمالی (بازن ، ج 2، ص 191، 199؛ مرکز آمار ایران ،1370ش ، ص 12، 22)؛ طایفة بزرگ خاشابری و تیره های شیرازی و بوداغ ، ساکن تالشدولاب (میرزاابراهیم ، ص 206؛ رابینو، 1366ش ، ص 120؛ ستوده ، ج 1، ص 84)؛ طوایف آسْتَرایی و آلیانی ، ساکن کوههای ماسوله (رابینو، 1366ش ، ص 218). شماری از خاندانهای بزرگِ احتمالاً ترک تبار نیز در بعضی مناطق تالش به سر         می برند، ازجمله خاندان ایشیک آقاسی و داداشلی در پشت حَویق ، نَظرلی و قَره اوشاغی در لَمیر و شریفلی در چوبَر (بازن ، ج 2، ص 191). نام بعضی از روستاهای تالشدولاب ــ همچون چَراج ، وَسْکُه ، رینَج ، خِیل گاوان ، بوداغ محله ، اَرْده (رابینو، 1366ش ، ص 122ـ125) ــ ظاهراً از نام طوایف ساکن در آنها گرفته شده است (عبدلی ، ص 42ـ50).

در دورة قاجاریه شماری از تالشها با اجبار به نقاط دورتری ، همچون اشرف / بهشهر و سخت سر/ رامسر انتقال داده شدند (میرزاابراهیم ، ص 89، 151؛ رابینو، 1365 ش ، ص 37، 51، 106). اهالیِ تات زبانِ روستای گَلین قَیَة هرزنداتِ مرند نیز گمان می کنند که اجدادشان از تالش به هرزندات مهاجرت کرده اند (ذکاء، ص 54ـ55). امروزه بیشتر از نیمی از مردم تالش در ایران و بقیة آنان در جمهوری آذربایجان به سر می برند. این تقسیم پس از پایان جنگهای ایران و روسیه و انعقاد عهدنامه های گلستان و ترکمان چای صورت گرفته است (برادگاهی ، ص 33 ؛ اسنادی از روابط ایران با منطقة قفقاز ، ص 335ـ336؛ آکینر، ص 131).

پیشینة تاریخی قوم تالش بسیار مبهم است . سکونت این قوم در سرزمینهای کادوسیان و کاسپیان (دیاکونوف ، ص 82، 210) سبب گردیده است که بعضی از پژوهشگران ، تالشها را بازماندگان قوم کادوسی بدانند (کسروی ، ص 424ـ425). پلینیوس در قرن اول میلادی و اسقف سِبِئوس ارمنی در قرن ششم میلادی گمان می کردند که گِلانها (گِل / گیل ) و کادوسیها یک قوم اند (مارکوارت ، ص 237). نام کادوسیان /کادوشیان ظاهراً در اواخر عصر ساسانی تغییر کرده (کسروی ، ص 424) و در آثار اولین مورخان و جغرافی نویسان مسلمان به صورت طیلسان درآمده که به نوشتة یاقوت حموی (ذیل «طیلسان »، به نقل از اصمعی ، لغت شناس عرب در قرن دوم ) معرّب کلمة تالشان است . شورش بِستام (گستهم / وستهم ) بر خسروپرویز، و سلطنت چند سالة او در نیمة شمالی ایران (کریستن سن ، ص 467)، از حمایت وسیع اقوام دیلم و بَبْر * و طیلسان برخوردار بود (دینَوَری ، ص 103). شرح دینوری از شورش بستام ، ظاهراً نخستین اشاره به وجود قوم طیلسان در اواخر
عصر ساسانی است . سرزمین طیلسان در قرون اولیة اسلامی از شهرهای پهلویان بود (ابن خرداذبه ، ص 57؛ ابن فقیه ، ص 209). مورخان مسلمان اخبار مختصری از تصرف گیلان و ببر و طیلسان به دست سپاهیان مسلمان آورده اند (از جمله رجوع کنید به بلاذری ، ص 319ـ320؛ ابن خلدون ، ج 2، ص 571). در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم واژه های تالشان و طیلسان معمول بود (رجوع کنید به یاقوت حموی ، ذیل «تالشان » و «طیلسان »). واژة طیلسان در نیمة اول قرن هفتم متروک ، و کلمة تالشان به جای آن متداول شد (رجوع کنید به رشیدالدین فضل اللّه ، ج 2، ص 1302). ظاهراً در همین روزگار اسامی طالش و طوالش (حمداللّه مستوفی ، ص 84، 162) مانند کلمة تالش رایج شده است .

تالشها (طوالش ) در 794 از یاری امیرمحمود ــ حاکم خلخال که پس از شکست از امیرخرّم ، حاکم سلطانیه ، به میان تالشها گریخته بود ــ خودداری کردند (زین الدین بن حمداللّه مستوفی ، ص 140). در 824 کلانتران تالش همراه تعدادی از امیران آذربایجان ، در قراباغ به حضور شاهرخ تیموری رسیدند (حافظ ابرو، 1380 ش ، ج 4، ص 750). تالشها در 873 کاروان حامل جسد سلطان ابوسعید تیموری را که از سرزمین آنان می گذشت ، در قزل آقاج غارت کردند (روملو، ج 11، ص 488؛ طهرانی ، ص 493؛ تتوی و دیگران ، ص 184). از آغاز دولت صفوی سرکردگان تالشی به خدمت آنان درآمدند و در دستگاه شاه اسماعیل و شاه طهماسب و شاه عباس به مناصبی چون امارت سپاه و حکومت ایالات و سفارت دست یافتند ( جهانگشای خاقان ، ص 53، 57، 61، 91ـ، 376؛ اسکندرمنشی ، ج 1، ص 141، 267، ج 2، ص 380، ج 3، ص 1086). پس از این تاریخ ، تالشها تا دورة قاجاریه و جنگهای ایران و روسیه نقش چندانی در تاریخ ایران نداشتند، جز چند مورد، همچون همکاری بعضی گروههای تالش با نظر علی خان شاهسون بر ضد هدایت اللّه خان رشتی و قتل او به دست خداوردی خان تالش (غفاری کاشانی ، ص 490).

تشکیل خان نشین لنکران ــ که مقدمات آن از دورة نادرشاه فراهم آمده بود ــ و حکومت میرمصطفی خان لنکرانی بر تمام نواحی تالش ، آغاز دوره ای جدید در حیات قوم تالش است . پیوستن میرمصطفی خان به دولت روسیه و تقسیم تالش میان ایران و روسیه ، در ساختار سیاسی و اداری قوم تالش تغییراتی ایجاد کرد. این تغییرات منجر به تشکیل چند حکومت محلی کوچک در تالش ایران گردید که در منابع تاریخی به «خمسة طوالش » یا «خانات تالش » معروف است .

منابع : شیرین آکینر، اقوام مسلمان اتحاد شوروی ، ترجمة علی خزاعی فر، مشهد 1366ش ؛ ابن خرداذبه ؛ ابن خلدون ؛ ابن فقیه ؛ ابن کربلائی ، روضات الجنان و جنات الجنان ، چاپ جعفر سلطان القرائی ، تهران 1344ـ1349ش ؛ اسکندرمنشی ؛ اسنادی از روابط ایران با منطقة قفقاز ، تهران : دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، 1372 ش ؛ اوژن اوبن ، ایران امروز ، 1907ـ1906 : سفرنامه و بررسیهای سفیر فرانسه در ایران ، ترجمه و حواشی و تعلیقات از علی اصغر سعیدی ، تهران 1362ش ؛ یوسیف میخائیلوویچ اورانسکی ، مقدمة فقه اللغة ایرانی ، ترجمة کریم کشاورز، تهران 1358ش ؛ مارسل بازن و کریستیان برومبرژه ، گیلان و آذربایجان شرقی : نقشه ها و اسناد مردم شناسی ، ترجمة مظفر امین فرشچیان ، تهران 1365 ش ؛ عباسقلی آقا باکیخانوف ، گلستان ارم ، چاپ عبدالکریم علیزاده و دیگران ، باکو 1970؛ سعیدعلی بُرادگاهی ، «جواهرنامة لنکران »، در چهار رساله در زمینة تاریخ و جغرافیای تالش ، چاپ علی عبدلی ، رشت 1378 ش ؛ بلاذری ؛ احمدبن نصراللّه تتوی و دیگران ، تاریخ الفی : تاریخ ایران و کشورهای همسایه در سال های 850 ـ984 ه ، چاپ علی آل داود، تهران 1378ش ؛ جهانگشای خاقان : تاریخ شاه اسماعیل ، چاپ اللّه دتّا مضطر، اسلام آباد 1364ش ؛ عبداللّه بن لطف اللّه حافظ ابرو، ذیل جامع التواریخ رشیدی ، بخش 1، چاپ خانبابا بیانی ، تهران 1317ش ، همو، زبدة التواریخ ، چاپ کمال حاج سید جوادی ، تهران 1380 ش ؛ حمداللّه مستوفی ؛ الکساندر خودزکو، سرزمین گیلان ، ترجمة سیروس سهامی ، تهران 1354ش ؛ ایگور میخائیلوویچ دیاکونوف ، تاریخ ماد ، ترجمة کریم کشاورز، تهران 1357ش ؛ احمدبن داود دینوری ، الاخبار الطوال ، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره 1409؛ یحیی ذکاء، گویش ' گلین قیه ` ، یا هرزندی ، در فرهنگ ایران زمین ، ج 5 (1336ش )؛ یاسنت لویی رابینو، فرمانروایان گیلان ، ترجمة محمدتقی پوراحمد جکتاجی و رضا مدنی ، رشت 1369ش ؛ همو، مازندران و استرآباد ، ترجمة غلامعلی وحیدمازندرانی ، تهران 1365ش ؛ همو، ولایات دارالمرز ایران : گیلان ، ترجمة جعفر خمامی زاده ، رشت 1366ش ؛ رشیدالدین فضل اللّه ؛ روملو؛ زین الدین بن حمداللّه مستوفی ، ذیل تاریخ گزیده ، چاپ ایرج افشار، تهران 1372ش ؛ منوچهر ستوده ، از آستارا تا استارباد ، تهران 1349ش ــ ؛ صادق صادق ، خاطرات و اسناد مستشارالدولة صادق ، چاپ ایرج افشار، تهران 1361ـ1374ش ؛ ابوبکر طهرانی ، کتاب دیار بکریه ، چاپ نجاتی لوغال و فاروق سومر، تهران 1356ش ؛ علی عبدلی ، نظری به جامعة عشایری تالش ، تهران 1371ش ؛ ابوالحسن غفاری کاشانی ، گلشن مراد ، چاپ غلامرضا طباطبائی مجد، تهران 1369ش ؛ فضل اللّه بن روزبهان ، تاریخ عالم آرای امینی ، چاپ جان وودز، لندن 1992؛ عبدالفتاح فومنی ، تاریخ گیلان : در وقایع سالهای 923ـ 1038 هجری قمری ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران 1349ش ؛ عبداللّه بن علی کاشانی ، زبدة التواریخ : بخش فاطمیان و نزاریان ، ساختة 700، چاپ محمدتقی دانش پژوه ، تهران 1366ش ؛ آرتور امانوئل کریستن سن ، ایران در زمان ساسانیان ، ترجمة غلامرضا رشیدیاسمی ، تهران 1351ش ؛ احمد کسروی ، کاروند کسروی ، چاپ یحیی ذکاء، تهران 1352ش ؛ آن کاترین سواین فورد لمتون ، مالک و زارع در ایران ، ترجمة منوچهر امیری ، تهران 1362ش ؛ یوزف مارکوارت ، ایرانشهر: بر مبنای جغرافیای موسی خورنی ، ترجمة مریم میراحمدی ، تهران 1373ش ؛ ظهیرالدین بن نصیرالدین مرعشی ، تاریخ گیلان و دیلمستان ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران 1364ش ؛ مرکز آمار ایران ، سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچنده 1366: جمعیت عشایری دهستانها، کل کشور ، تهران 1368ش ؛ همو، سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچنده 1366: فرهنگ عشایری حوزه های 01 و 02 ، تهران 1370ش ؛ میرزا ابراهیم ، سفرنامة استرآباد و مازندران و گیلان و... ، چاپ مسعود گلزاری ، تهران 1355ش ؛ ب . نیکیتن ، ایرانی که من شناخته ام ، ترجمة علی محمد فره وشی ، تهران 1329ش ؛ یاقوت حموی ؛


Marcel Bazin, Le Tہlech: une rإgion ethnique au nord de l'Iran , Paris 1980. 

( taleshan.com) منبع :دانشنامه جهان اسلام
 

جغرافیای قوم و منطقه تالش

شهرستان تالش که بخش ایرانی محل سکونت قوم تالش است با مساحتی حدود ۲۳۷۳ کیلومتر مربع که در شمال غرب گیلان قرار دارد یک چهارم خاک استان را تشکیل می‌دهد . این شهرستان که نام خود را از قوم تالش گرفته و به استناد منابع و شواهد بسیار، بازمانده اقوام کادوس باستان و از همسایگان دیرین قوم گیل می‌باشد، از غرب به استان اردبیل، از شمال به شهرستان آستارا و از جنوب به  شهرستان رضوانشهر و از شرق به دریای خزر محدود شده و شامل شهرهای چوبر ، حویق ، لیسار، هشتپر واسالم  می‌باشد.

. کشف آثار تمدن ۴۵۰۰ ساله در ییلاق آق اولر تالش جلوه‌های بیشتری به این منطقه خوش آب و هوا داده‌است. شهرستان تالش به میمنت برخورداری از آب و هوای معتدل   ، خاک خاصلخیز ، پوشش نباتی متراکم و غنی( جنگل هیرکانی) ، همجواری با بزرگترین دریاچه جهان ( خزر) و ییلاقات زیبا و با صفا یکی از زیباترین نقاط دنیاست. شاهد این ادعا حضور میلیونی مسافران و جهانگردانی که به قصد استفاده از فضاها و نمادهای طبیعی تالش به این شهرستان سفر می‌کنند. سکنه تالش به زبان تالشی تکلم می‌نمایند اما در جوار این زبان ، زبان ترکی وگویشهای گیلکی و کردی نیز رواج دارد . بخش اعظم تالش( 4/3 آن) طی عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای از آن جدا شده و به روسیه ملحق شدند. امروز تقریباً بالای ۹0٪ مردم تالش باسواد هستند و لازم به ذکر است که اولین کتابخانه ایران نیز در این منطقه بنا شده‌است.

شرایط اقتصادی

تالش به برکت آب و هوای معتدل ، خاک آبرفتی حاصلخیز ، فراونی بارش ، رودهای جاری متعدد وچشمه سارهای جوشان فراوان کشاورزی پر رونقی دارد ؛ از محصولات تولید شده در تالش( اعم از باغی ، زراعی و دامی) می‌توان به برنج، توتون ، گیلاس، انواع مرکبات ، فراورده های لبنی و عسل اشاره کرد. تنوع و فراوانی محصولات سبب شده که تالش بازارهای هفتگی پررونقی همچون شنبه بازار اسالم ، یکشنبه بازار خلیف آباد، دوشنبه بازار لیسار  پنجشنبه بازارتالش داشته باشد در این بازارها انواع نهالها، دست ساخته‌های پشمی و نخی و فراورده‌های محلی مواد غذایی و غیره جهت فروش عرضه می‌شود .

تاریخ تالش

تالش، سرزمینی که در روزگاران کهن به منطقه وسیعی گفته می‌شد که از شمال با آلبانیای قفقاز، و از شرق به دریای خزر و از جنوب به اسپیه‌رو یا سپیدرود و از آن به حدود مارلیک یا عمارلوی کنونی می‌رسید و از غرب نیز دشت و پهنه‌ اردبیل، مغان و منطقة کوهستانی نیر و سراب را دربر می‌گرفت.

تالشی‌ها در نیمه دوم قرن هجدهم بعد از کشته شدن نادرشاه و آغاز هرج و مرج در ایران استقلال خود را به دست آوردن و حکومت خوانین تالشی را تاسیس کردند و شهر لنکران را به عنوان پایتخت خود انتخاب نمودند. ناگفته نماند که لنکران از قدیمترین زمان تا به حال مرکز سکونت تالشی‌ها به شمار می‌رود.در سال ۱۸۱۳ میلادی با امضای عهدنامه گلستان بخشی از تالش به روسیه پیوست ودر سال ۱۸۲۸ میلادی با امضای عهدنامه ترکمن چای این پیوند تصویب و تثبیت گردید تالشی‌ها به دو قسمت تقسیم شدند. یک قسمت آن تحت سلطه روسیه و بخش دیگر آن تحت حاکمیت دولت ایران قرار گرفت. البته این بخشی از تاریخ پرفراز و نشیب تالشان می‌باشد.

] شهرهای تالش‌نشین

شهرهای که مردم تالش‌زبان هم در آن ساکن هستند:

اماکن دیدنی

تالش با داشتن آثار باستانی و تاریخی و همچنین جاذبه‌های طبیعی فراوان می‌تواند بستر مناسبی جهت رشد و توسعه صنعت گردشگری باشد. از جمله مناطق دیدنی تالش می‌توان به ییلاقهای آق اولرمریان، سوباتان، ارده و از نقاط زیارتی به بقعه شاد میلرزان (شاه میلرزان) واقع در روستای خطبه سرا، بقعه ناله تربسی  در هشتپر، بقعه سلطان سید نیکی  در جوار جاده منتهی به ساحل قروق  ، بقعه سیاه علم  درخاله سرا ، بقعه پیر هرات  در روستای پیر هرات خاله سرا ، بقعه پیر خواجو در دیگه سرا ، بقعه پیر کلینگاه در روستای ملا محله خاله سرا  و ده ها بقاع دیگر اشاره کرد.

قلعه لیسار معروف به دژ صلصال در روستای قلعه دوش( قلعه چینی) که از قلاع مهم دوران اسماعیلیان بوده ، حمام قدیمی هره دشت لیسار ، حمام قدیمی کرگری در ساحل قروق و همچنین کاخ قشلاقی نصراله خان سردار امجد واقع در بخش مرکزی شهر هشتپر که قدمت تاریخی آن مربوط به دوره قاجاریه می‌باشد و کاخ ییلاقی نصراله خان سردار امجد که در روستای آق اولر مریان قرار دارد، از جلوه‌های مهم تاریخی شهرستان تالش می‌باشند.

طرح های سالم سازی سواحل گیسوم خاله سرای اسالم و قروق در بخش مرکزی تالش با بهره مندی از تأسیسات اقامتی و تفریحی در خدمت دوست داران طبیعت بالاخص مسافران و گردشگران ورودی به این خطه سر سبز قرار گرفته است .

برخی از یادگارهای باستانی و طبیعی این قوم و منطقه به این شرح است:

پارک جنگلی و ساحل گیسوم

 

منصور غفارزاده( بنبایی) ـ کارشناس ارشد برنامه ریزی روستایی

+ نوشته شده در  ششم آبان 1389ساعت 10:52 بعد از ظهر  توسط منصور بنبایی  |