فصل اول

اصول و مبانی جغرافیای جمعیت


جغرافیای جمعیت یکی از شاخه های جدید جغرافیاست که از سال 1935 با تلاش تراورتا و عده ای از جغرافی دانان شکل گرفت و در آن بین انسان و محیط زیست ارتباطی منطقی را به وجود آورد .آنها سعی می کنند مطالب و مسایل مختلف جغرافیایی را با پارامتر های جمعیتی مثل سن ،جنس ،مهاجرت و عواملی که در رشد جمعیت موثر است و همچنین توزیع جمعیت و علل پراکنش آن را مورد تجزیه وتحلیل قرار دهند.

تصور دانشمندان جغرافیای جمعیت شرق که متاثر از مکتب مارکسیستی است بسیار وسیعتر از آنست که در غرب دیده می شود. به اعتقاد جغرافی دانان شرق جنبه های تولیدی جمعیت مهمترین امر در پراکندگی جمعیت ، ساختمان و حرکات جمعیت می باشد. به عبارت دیگر جغرافیای جمعیت را در چارچوب جغرافیای اقتصادی مورد توجه قرار می دهند.

جغرافیدانان قدیمی توجه خاصی به محیط طبیعی و بویژه رابطه آن با انسان مبذول می داشتند.

نظریه تراورتا: تعداد ، تراکم و کیفیات جمعیت زمینه اساسی کلیه مطالعات جغرافیایی را تشکیل می دهند و جمعیت نقطه عطفی است که از آن طریق سایر عناصر جهان مورد توجه قرار می گیرند.و همچنین این عناصر چه به تنهایی و چه به صورت مرکب اهمیت و معنی خود را باز می یابند.

نظریه هوسن: جغرافیا در اصل علم بررسی نابرابری های پراکندگی جمعیت در سطح زمین است. پراکندگی جمعیت همچون ریسمانی است که میتواند در قالبی وسیع رشته های گوناگون موضوع را به هم پیوند زده و یگانگی اساسی خود را به ویژه در چارچوب جغرافیای ناحیه ای بیان کند.تاکید وی همچنین بیشتر بر اهمیت ذاتی یک مکان جغرافیایی است تا بر نقش عملکرد ی آن مکان.

جمعیت شناسی :

جمعیت شناسی یا دموگرافی اولین بار توسط دکتر آشیل گیارد فرانسوی در سال 1855 به اسم مردم نگاری مطرح شد.

سئوال: تفاوت بین جمعیت شناسی و جغرافیای جمعیت را بنویسید:

در جمعیت شناسی چرایی مهم نیست در صورتی که در جغرافیای جمعیت این مسئله مهم است و به آن پرداخته می شود.

علم جمعیت شناسی جمعیتهای بشری را تنها بعنوان یک موضوع واحد بدون در نظر گرفتن رابطه انسان با محیطی که اشغال کرده مورد توجه قرار میدهد. به همین جهت است که جمعیت شناسان مطالعاتشان را بر تعداد ، ساختمان و حرکات جمعیت و نقش تغییرات آن بویژه در یک واحد سیاسی متمرکز می سازند. در حالیکه دانشمندان جغرافیای جمعیت بر تنوع ناحیه ای از اجتماعات انسانی و رابطه آن پدیده ها ی طبیعی ، فرهنگی و اقتصادی تاکید می ورزند.

جغرافیای جمعیت مانند جمعیت شناسی دانشی کمیتی است زیرا در مقیاسی وسیع بر ضوابط آماری تکیه دارد. اگر چه هر دو علم نگرشی کیفی نیز دارند.جمعیت شناسان حالات فیزیکی ، ادراکی و شخصیتی جمعیت را تا مرحله برقراری ارتباط با جنبه های کمیتی مورد بررسی قرار می دهند، در حالیکه جغرافیدانان جمعیت در شناخت روابط موجود میان محیط طبیعی از یک سو و جمعیت از سوی دیگر تاکید دارند و می کوشند تا تجزیه و تحلیل این روابط که زمینه اصلی جغرافیای جمعیت را تشکیل می دهد توجیه نمایند.

شناخت خصوصیات انسانی از نظر زلینسکی

1- مشخصاتی که به وسیله سرشماری جمعیت بدست می آید. 2- آنجه از سیستمهای ثبت احوال در ممالک مترقی تر عاید می شود.

بر اساس دیدگاه فوق خصوصیات انسانی به سه گروه زیر طبقه بندی می شود.

الف: تعداد مطلق جمعیت

ب: مشخصات جمعیت :

1- مشخصات فیزیکی مثل سن ،جنس ،نژاد و .... 2- مشخصات اجتماعی مثل ازدواج ،فامیل ،مذهب ،سواد ،سکونت و .... 3- مشخصات اقتصادی مثل شغل ،حرفه ،دآمد و ....

ج: حرکات جمعیت: مثل مهاجرت ،تولد ،مرگ و میر و باروری و تغییرات جمعیتی.

حدود و محتوای جغرافیای جمعیت

مردم در کجا زندگی می کنند؟چرا در آنجا زندگی می کنند؟ در بخشهای مختلف دنیا چند نفر و چه نوع افرادی ساکن هستند؟چه مفاهیمی در ورای این الگوهای ناحیه ای نهفته است؟

اینها سوالاتی است که در ذهن هر انسان کنجکاو را از زمان هرورت تا به امروز به خود مشغول ساخته است و ما نه تنها برای ارضای این این کنجکاوی که برای کمک راهبردی به پرسش های علمی در جستجوی پاسخ گویی به آن هستیم .

جغرافیای جمعیت هنوز موفق به ارائه نظریات پر بار نشده است.زیرا رشته ی او هنوز دوره آغاز و رشد و جوانه زدن را طی می کند اگر چه مولد اساسی این رشته به اندازه تاریخ انسان قدرت دارد (انسان و محیط)تمهیدات و تکنیک های ضروری برای مطالعه آن به تازگی مهیا شده است.کوتاه سخن اینکه جغرافیدانان جمعیت جنبه های فضایی جمعیت را در مورد طبیعت به هم پیوسته مکان ها مطالعه می کند.هدف اصلی این رشته از وظیفه مقدماتی بیان این نکته که چه تعداد از چه نوع مردم در کجا سکونت دارند بسیار وسیعتر و عمیق تر است.

بنابر این جغرافیدان جمعیت با سه مبحث رو به است:

1- توصیف ساده مکانی جوامع انسانی و ویژگی های آن (پدیده های بیولوژیکی مثل جنس ،سن ،نژاد)

2- تشریح اشکال فضایی این جوامع و ویژگی های آن (پدیده های اقتصادی ،اجتماعی ،فرهنگی مثل تهیه مسکن ،شغل ،سواد)

3- تجزیه و تحلیل جغرافیایی پدیده ی جمعیت (پدیده هایی شامل عناصر دگرگونی و پویا مانند مهاجرت ،زادو ولد،مرگ و میر)

فصل دوم

ارائه اطلاعات جمعیتی بصورت نقشه

جغرافی دان جمعیت به طور حتم شمار مطلق افراد را به دست آورده همانند سایر موارد و منابع جمعیتی در جدولی تهیه و تنظیم می نماید ولی این اطلاعات به وسیله اصطلاحات کارتوگرافی به نقشه تبدیل می شود.ولی باید دانست که هریک از نقشه ها دارای معایب و محاسن خاص خود است که خارج از این بحث می باشد اما می توان نمونه هایی از آن را بیان کرد مثل : نقشه تراکمی (نقشه کوروپلت)، نقشه سایمتریک ،نقشه آماری پله ای

چگونگی و کیفیت اطلاعات جمعیتی:

اساسی ترین شکل جمع آوری اطلاعات جمعیتی تفاوت آنها در زمان و مکان است.علت اصل این تفاوت عبارت است از :

1-روش های ابتدایی و ناقص جمع آوری اطلاعات جمعیتی 2-بدبینی مردم نسبت به سرشماری ها و نادیده گرفتن آن

3-ارائه اطلاعات نادرست به ویژه سن و شغل 4- تغییرات دائمی جمعیت

5-حذف نواحی غیر قابل دسترس 6-اختلاف در روشهای جمع آوری اطلاعات و تغییر آن

7- عدم هماهنگی در سیستم برگزاری آن در کشورهای مختلف 8-تغییرات فراوان در مرزهای کشور

9-اختلاف در برداشت از معانی کلمات (سواد دارد. خوب کدام سواد؟)

اقدامات سازمان ملل در جهت حل مسایل و مشکلات 9 گانه فوق عبارتند از :

1- دوره ای کردن سرشماری 2- تشریح سئوالات 3- تعریف کلمات

انواع اطلاعات جمعیتی ( جمع آوری اطلاعات)

1- خصوصیات جمعیت در زمان های معین ، پراکندگی و ترکیب آنها

2- حرکت و پویایی جمعیت در زمان و مکان (تولد ، مرگ و میر و مهاجرت)

دو روش جمع آوری اطلاعات:

1- روش ایستا یا استاتیکststic بوسیله آمارگیری نمونه ای جهت کسب اطلاعات اختصاصی مثل گرفتن عکس

2- روش پویا یا دینامیک dynamic جهت کسب اطلاعات مهاجرت ، ازدواج و مرگ ومیر مثل فیلمبرداری

ساحل صاف بندر عباس عامل جذابیت در تجارت است اما ساحل صخره ای در بندر لنگه عامل دفع آن.

سایر منابع اطلاعاتی: نشریات ، نتایج ثبت نامهای عمومی ، گزارشات وزارت بهداری، دفتر ثبت احوال افراد ناتئان در وزارت کار، آمارو تولیدات ، نشریه ماهانه آمار ، دفاتر انجمن های دوستی ، مراکز ثبت نام انتخابات و...

تاریخچه سرشماری

کهن ترین سرشماری در چین صورت گرفته است. اما نخستین سرشماری مدرن در قرن 18 در کشورهای اسکاندیناوی انجام شده است.اولین سرشماری کامل در آمریکا و اولین سرشماری در ایران در 1335 انجام شده و هر ده سال یک بار تکرار می شود. بعضی از کشورهای آفریقایی اکنون سرشماری را آغاز کرده اند. هر از گاهی در میان دوره های ده ساله هم آمارگیری انجام می شود مثل عوض کردن شناسنامه ها ، گذرنامه ها و ..... که به آمارگیری کمک می کنند.امروزه کمتر کشوری است که آمارگیری نکند و اطلاعات جمعیتی نداشته باشد هر چند در آفریقا هنوز این کار به صورت ناقص انجام میگیرد.

دوره ای بودن اطلاعات از خصوصیات یک سرشماری است . انجام کلیه عملیات نظیر جمع آوری اطلاعات ، تنظیم ، تفسیر و ... در یک زمان و مکان معین در قلمرو خاصی صورت میگیرد.

2 نوع سرشماری عبارتند از:

1- دوفاکتو de facto جمعیت واقعی که در بریتانیا استفاده میشود و غائبین شمارش نمی شوند.

2- دوژور de gure جمعیت قانونی که در آمریکا و ایران استفاده میشود و غائبین شمارش می شوند.

تحرک جمعیت ، دارای چند مسکن بودن و بی خانمانی باعث شد تا سیستم دوژور کم اهمیت جلوه کند . در دوفاکتو هم ممکن است آمار اغراق آمیز باشند مثلا شهرهای توریستی در اوقات خاص .(مشهد در میلاد امام رضا (ع))

از نظر سازمان ملل متحد یک سرشماری عمومی دارای موارد زیر است:

جمعیت کل ، جنس ؛ سن ، وضعیت زناشویی، محل تولد ، شهرنشینی و ملیت ، زبان مادری و تحصیلات ، مشخصات اقتصادی ، اقامتگاه شهری یا روستایی، بارروری ، خانوار یا ترکیب فامیلی.

انواع مهاجرت ها یا ثبت مهاجرت ها

ثبت مهاجرت ها ضعیف تر از دیگر اطلاعات است و دلیل آن اشکال مختلف مهاجرتهاست. مهاجرت میتواند ارادی و یا اجباری باشد ، ممکن است افقی باشد مثلا" از یک شهر به شهر دیگر" یا عمودی باشد مثلا" از صحرا به کوه" . می تواند درون شهری باشد یا برون شهری.مهاجرت می تواند درون مرزی باشد یا برون مرزی ، می تواند دائمی باشد یا موقتی.

سرشماری ممکن است ایراداتی هم داشته باشد ولی این دلیلی نمی شود که انجام نگیرد بلکه باید تصحیح گردد.

مطالعه واحدهای ناحیه ای

1- واحدهای اداری

2- مجموعه ای از واحدهای اداری (غیراز واحدهای سیاسی)

3- واحدهای ویژه برای مقاصد آماری خاص .

پیشنهاد رابرتسون:

1- اختصاص دادن یک واحد محلی بعنوان مرجع برای هر یک از افراد و هر یک از سکونتگاهها

2- نگهداری دفاتر ثبت آمار افراد و سکونتگاهها بصورت یک بانک اطلاعات آماری

فصل سوم

سئوال:چه رابطه ای بین اندازه ومساحت واحدهای محلی با مهاجرت وجود دارد؟

هر چه واحدهای محلی بزرگتر باشد مهاجرت در آن کمتر انجام میشود(کمتر به چشم می اید)وبالعکس.

پراکندگی جهانی جمعیت : توزیع جغرافیایی جمعیت جهان به عوامل زیر بستگی دارد.

1- پراکنش قاره ای جمعیت 2 - پراکنش عمودی جمعیت(m5000-0)

3- جمعیت وناهمواری ها 4 - تاثیر آب وهوا در توزیع جمعیت

5- جمعیت وانواع خاک 6 - عوامل زیستی

7- بیماری وگرسنگی 8 - جذب انسانها به وسیله منابع معدنی وانرژی زا

9- پراکندگی جمعیت و فعالیتهای اقتصادی 10- اثرات تاریخی و اجتماعی

در توزیع جغرافیایی جمعیت جهان باید به نکات زیر توجه داشت :

- دنیای قدیم شامل اروپا ،آسیاوآفریقاست

- آسیا قطب اول جمعیت جهان است

- آفریقا دومین قطب جهان است و دارای تراکم نسبی بالایی است چون جمعیت در برخی مکان ها زیاد و در جای دیگر صفر است.

- پراکندگی جمعیت بر اساس عرض جغرافیایی بسیار متنوع و متغیر است به طوریکه از صفر تا بیست درجه 20% و سایر موارد به شرح زیر است.

در نیمکره شمالی 90% جمعیت جهان و در نیمکره جنوبی 10 % زندگی می کنند.

از آن 90% نیمه شمالی 20% بین صفر تا 20 درجه ، 50 % بین 20 تا 40 درجه ، 20% بین 40 تا 60 درجه ، 5% بین 60 تا90 درجه زندگی می کنند و5 % باقی مانده در جاههایی هستند که قابل شمارش نیستند.

در نیمکره شمالی 4 قطب جمعیتی وجود دارند. 1 - جنوب آسیا 2-شرق آسیا 3 –اروپا 4-شمال و شرق آمریکای شمالی

گروههای دیگر که قطب های ثانوی را شامل می شوند عبارتند از :

1- ساحل برزیل 2-دره نیل 3-قسمت هایی از آفریقا

وجود کشورهای بزرگی مثل چین ،هند ،و کشورهای کوچکی مثل واتیکان از عجایب زمین است .چین 000/000/300/1نفر و واتیکان فقط 700 نفر جمعیت دارد.

تراکم جمعیتی در کوهستانها خصوصا در عرض های متوسط و بالا از عوامل بسیار قابل توجهی هستند که در اثر خشکی نواحی پست ، محل تمرکز انسانها میشود که سختی زندگی و خشکی فلاتهای داخلی آسیا بهترین نمونه این حالت می باشند.

نواحی پایکوهی یعنی مناطق حد فاصل بین دو محیط متفاوت کوه و جلگه می باشد. این نواحی اغلب از مراکز تراکم جمعیت به حساب می آیند.

حرارت زیاد به تنهایی مانع اسکان جمعیت نیست ولی این عامل در ترکیب با بارندگی کم ونا منظم موجب زایل گشتن شرایط سکونتی می گردد.

بطور خلاصه پراکندگی های جمعیتی را نمیتوان فقط با اشاره به یک زمان معین توجیه کرد . این پراکندگی ها بطور مداوم در پاسخ به تغییر تاثیرات و ارزشهای انسانی تغییر می نماید. از طرفی تغییرات در توزیع جمعیت دستخوش دو عامل اصلی مهجرت و رشد طبیعی(اختلاف زاد و ولد ومرگ ومیر) می باشد.

تراکم و پراکندگی جمعیت

· توزیع فضایی جمعیت :جمعیت ساکن کره زمین هرگز به صورت یکسان و یکنواخت پراکنده نشده استو این ناشی از عوامل متعددی است.نابرابری های تقسیمات اداری،تنوع محیط طبیعی ،پویایی جمعیت و ناهماهنگی اقتصادی از عوامل اصلی این پراکندگی محسوب می شوند.

· تراکم جمعیت :رابطه بین تعداد افراد و فضایی که اشغال می کنند را تراکم جمعیت گویند که این تعریف اولین بار توسط هنری هارنس مطرح شد.

مشکلات اساسی در استفاده از شاخص های تراکمی

آمار جمعیتی جهت واحد های سیاسی و اداری تهیه شده تا نواحی جغرافیایی (مثلا در یک شهر کوهها ،دریاچه ها ،باتلاقها و ..... هم جزو مساحت آن محسوب میگردند در صورتی که در یک شهر دیگر هم ارضی قابل استفاده اند بعد گفته می شود در هر کیلومتر از اولی یک نفر زندگی می کند و در شهر دومی صد نفر بنابر این تراکم در دومی بالاست ولی شاید در شهر اول اراضی قابل استفاده و تراکم واقعی خیلی بیشتر از شهر دومی باشد.

1- تراکم تنها نشان دهنده میانگین نسبی است و نشان دهنده واقیت ها نیست .

2- نقشه های پراکندگی تابع ضوابطی برای مقاصد اداری و سیاسی هستند .

3- وجود تفاوت بین نقشه های جمعیتی کرولوپلت و خطوط همگن ایزوپلت

نقشه های جمعیتی نشان دهنده ازدحام یک منطقه است .

خطوط همگن نشان دهنده نقاط دارای تراکم یکسان است .

پراکندگی جمعیت در رابطه با کاربری زمین

· تراکم طبیعی یا فیزئولوژیکی (جمعیت یه نواحی قابل کشت )نواحی غیر قابل کشت حذف می شود.

معایب:1- زمین که در مناطق صنعتی و شهری کارایی کشت ندارد.

2-زمین غیر قابل کشت که الزاما بی مصرف نیست.

3-آمار دقیقی از زمین های قابل کشت در دسترس نیست .

4-آمار دقیقی از زمین های قابل کشت و کشت شده وجود ندارد .

· تراکم کشاورزی (بیو لوژیکی ):یعنی مقایسه انسان و زمین های زیر کشت .

عیب:مقایسه همه محصولات از لحاظ غذایی بودن کاری است مشکل مثل گندم ،جو ،قهوه ،پنبه که حتی اهمیت آنه نیز ترتیب داردو شاید برخی غذایی نباشد.

· تراکم مقایسه ای: (توسط وینسنت vinsent)

بیان می دارد که زمین ها بر اساس ارزش درجه بندی شوندو در مقیاس با انسان سنجیده شوند.

· تراکم حد بحرانی(توسط آلان):بیان می دارد که ظرفیت پذیرش هر منطقه در ارتباط با توان آن منطقه است در این تعریف سه حالت وجود دارد:

1-جمعیت به حد بحرانی برسد و سپس کم شود .

2--جمعیت به حد بحرانی برسد و سپس کم شود ولی زمین توان از دست رفته خود را باز یابد .

3-جمعیت به حد بحرانی برسد و زمین توان خود را از دست بدهد و هیچ نیرویی برگشت پذیر نباشد.

· پیدایش ،تحول و تکامل جغرافیای جمعیت

مطالعه جمعیت و مسائل مربوط به آن به لحاظ گستردگی موضوع و طیف وسیع آن منجر به پیدایش دیدگاههای مختلف در بین جغرافیدانان شده است که خود موجب مباحثه و منزعه بین جغرافیدانان و رشته های علمی مجاور مثل جمعیت شناسی گردیده است اکنون این سوال مطرح میشود که جغرافیای جمعیت با توجه به مفاهیم گسترده چگونه می تواند قلمرو خود را از رشته هایی مثل جامعه شناسی و جمعیت شناسی جدا نماید.پاسخ چندان ساده نیست .در جغرافیای روستایی یا شهری یا اقتصادی تمرکز روی یک مبحث در خصوص یک شهر یا روستا است.اما مساله جمعیت به لحاظ گستردگی و محتوا و طیف به دلیل وصل بودن به جغرافیا آن را به کلیت رسانیده است لذا با توجه به دو کلمه جغرافیا و جمعیت که هر دو در حال تغییرند و پویا هستند و ایجاد مباحث کلی مینمایند محدوده آن را گسترده تر نموده است.

اگر مطرح شود تعریف ،تعریف قانع کننده ای از جغرافیای جمعیت ارائه نشده است غیر معقول نیست ،همچنان که روی تعریف جغرافیا توافق کلی وجود نداشت و اختلاف دائمی بین جغرافیدانان وجود دارد.اما همه بر این موضوع توافق دارند که :جغرافیا یکی از شاخه های علوم اجتماعی است که حق تقدم را به جنبه های فضایی پدیده ها می دهد.تا سال 1950 توجه بیشتر به جمعیت شناسی بود تا جغرافیای جمعیت در سال 1951 پیر ژرژدر کتاب مقدمه ای بر مطالعه جغرافیای جمعیت دنیا و بعد از او تراورتا با انتشار مقاله ای تحت عنوان بحثی در جغرافیای جمعیت باب مطالعه و مباحثه جغرافیای جمعیت را باز نمود.