جغرافيا و اهميت آموزش آن در نظام آموزشي كشورها
تهيه كننده: عيسي ميرزاعلي كارشناس ارشد جغرافيا دانش جغرفيا، دانش قديمي و دير پاست كه همزمان با خلقت انسان و سكونت انسان اوليه بر كره ي زمين و آگاهي انسان از پديده هاي پيرامون و تاثير پذيري وي از طبيعت شناخته شده است. از آن زمان كه انسان در دشتي پهناور پاي در عرصه ي گيتي نهاد ( يادر پناه كوهستاني مرتفع، چشم به جهان گشود با پديده هاي جغرافيايي آشنا شد. آنچه در اطراف او وجود داشته و آنچه بعدها با آنها آشنا شده، از قلمرو جغرافيا خارج نبوده است. و به قول جرج كيش جغرافيدان معروف آمريكايي « عمر جغرافيا با عمر انسان ساكن سياره ي زمين برابر است، وقتي كه انسان در زمين ظاهر شد و براي راهيابي به بخش هاي مجاور از رودخانه ها عبور كرد يا قطعه اي را براي زيست و بهره مندي از گياهان طبيعي انتخاب نمود و بخشي را جهت كشت از بخش هاي ديگر مجزا ساخت علم جغرافيا موجوديت يافت.» بنابر اين اين دانش عليرغم قديمي و سنتي بودن آن، از ديدگاه جغرافيدانان و آشنايان علم جغرافيا علمي است كه اطلاعات ارزنده اي از سرزمين هاي مسكوني، محيط طبيعي و مصنوعي پيرامون، شرايط اقتصادي اجتماعي و سياسي سرزمين هاي دور و نزديك را در اختيار انسان قرار مي دهد. اين علم بنا به ماهيت خود درك روابط متقابل بين پديده هاي طبيعي و انساني را ميسر مي سازد و به امر ساده سازي و ايجاد نظم، در واقعيتي پيچيده و مبهم ياري مي رساند. و به قول داربي ( Darby)، جغرافيدان صاحب نام انگليسي، جغرافيا علمي است كه داده هاي مورد ادراك خود را به دقت مي آزمايد و مي سنجد و درنمايش داده هايي كه انتخاب و اختيار و منظم مي شوند، مورد قضاوت قرار مي گيرند، پس يك هنر محسوب مي گردد. در قرن حاضر عليرغم اينكه انسان بواسطه استفاده از اصول و مباني علوم تجربي و علوم پايه تحولات شگرفي در محيط پيرامون خود از ابعاد اقتصادي ـ اجتماعي و صنعتي بوجود آورده است، اما براي شناسايي محيط پيرامون و نظم و قواعد و قوانيني موجود در آن، خود را از بهره مندي نظريات و اصول و روش هاي دانش جغرافيا بي نياز نمي داند. زيرا اين علم به باور ريچارد تشون، در «توصيف و تفسير سامانمند و استدلالي جنبه هاي متغير زمين» موقعيت ممتاز خود را حفظ كرده است. آنچه كه در آموزش اين علم مسلم و مبرهن است اين است كه امروزه آموزش اين علم در نظام آموزش و پرورش همه ي كشورهاي جهان به عنوان زمينه اي بنيادي در آموزش كودكان و جوانان پذيرفته شده است. و جدول ساعات تدريس آن تقريبا برابر با ساير درس هاست. كه اين امر در واقع نشان دهنده ي جايگاه و اهميت آن در آموزش و پرورش است. در واقع آموزش اين علم پاسخ مثبتي به خواسته ي ذاتي انسان كنجكاواست كه مي خواهد زيستگاه خود را بشناسد، چه محلي باشد و چه دوردست. دانش آموزان ما با آموختن جغرافيا به تدريج ديد سياسي، اقتصادي، اجتماعي، اكولوژيكي كسب مي كنند و مي توانند تاثير متقابل انسان و محيط را واقعا حس كنند و در سالهاي بالاتر از پيچيدگي رويدادها ي مختلف پيرامون خودآگاهي يافته و ديدي استدلالي در باره جهان پيدا ميكنند جغرافيا مي تواند به دانش آموز بياموزد كه چرا در مكانهاي مختلف تمدنهاي گوناگون بوجود آمده است؟ چرا انسانها شيوه هاي متفاوتي را براي زندگي برگزيده اند؟ در اين ميان او علاقمند مي شود كه فرهنگ هاي اقوام مختلف را مطالعه كند. از مطالعه اين گونه مسائل به درك بنيادي همبستگي ميان ملت ها دست مي يابد و به گفته جغرافيدانان، «انساني جغرافيايي با همه خصوصياتش بوجود مي آيد.» انسان جغرافيايي جهان را در مجموعه اي يكپارچه و همه ملت ها را در قالبهاي رنگانگ، اما واحد مي بيند. بواسطه ي همين خصوصيات ويژه جغرافيا، اين علم در نظام آموزشي كشورها نقش ممتاز وموثري ايفا مي كند و در واقع عامل اساسي در آماده سازي جوانان براي زندگي در قرن آينده به شمار مي رود(بيانيه ي انجمن جغرافيايي انگلستان 1999). امروزه جغرافيا در صحنه هاي ملي و بين المللي جايگاه خود را باز كرده است و ملت ها و حتي سازمانهاي مختلف جهاني اهميت آن را در برنامه ريزي هاي خود، بويژه در مواردي كه به زمين و آينده مربوط مي شود، كاملا درك كرده اند. بحران ها و مسايل قرن بيست و يكم بدون همكاري متخصصان رشته هاي مختلف حل شدني نيستند. در اين ميان، « تنها علم جامع و مناسب براي حل مسايل جهاني، علم جغرافيا.» ( كوفي عنان دبير كل سابق سازمان ملل متحد در جمع جغرافيدانان) امروزه همه كشورها، بخصوص كشورهاي پيشرفته ي جهان آموزش جغرافيا را در تمام برنامه هاي آموزشي از مهد كودك ها تا دانشگاه با جديت تمام دنبال مي كنند. چرا كه آنان نيك ميدانند كه اين امر موجب ميشود تا دانش آموزان، محيط زندگي و جهان خود را بهتر و عميقتر بشناسند و با تنگناها و پتانسيلها و چشم اندازهاي زيباي پديدههاي طبيعي و انساني پيرامون خود آشنا گردند و به علل و عوامل نابرابريهاي حاكم بر محيط جغرافيايي نيك بينديشند و در برابر محيط زيست احساس مسئوليت كنند. در حال حاضر حيطه ي مطالعاتي دانش جغرافيا، نه تنها شامل مطالعه در خصوص كاربري زمين (Land.use) محيط زيست، محيط مصنوع (انسان ساخت)، كشاورزي، صنعت، آموزش و ... مي باشد، بلكه اين علم در برنامه ريزيهاي بنيادي، به منزله جريان در همبافته بخش هاي اجتماعي ـ اقتصادي در انطباق با نيازهاي جامعه و با تاكيد بر عدالت اجتماعي نقش بسيار مهمي ايفا مي نمايد. (دكتر حسين شكوئي ـ رشد آموزش جغرافيا شماره 44ـ سال 76) اگر به اين باور رسيده باشيم، كه منظور و هدف از آموزش و پرورش اشاعه و انتقال تجربيات ، درك معاني و مهارتهاي سواد آموزي، آگاهي درباره ي جهان و نهايتا تفاهم بين المللي است، در واقع همه اين مفاهيم بنيادي را بطور مستقيم يا غير مستقيم در درس جغرافيا داريم. پس مي توان اذعان داشت كه دانش جغرافيا نقش بسيار مهمي در دستيابي نظام آموزش و پرورش به مفاهيم فوق دارد. لذا در مورد اهميت و جايگاه ويژه ي آن، سيمون جنكينزسردبير اسبق مجله ي تايمزلندن، مي نويسد، « جغرافيا نيمي از كل آموزش و پرورش است و جغرافيا مقام يك علم راستين را داراست، مطالعه ي محيط زيست انسان از جنبه ي همه ي مظاهر آن. جغرافيا سبب مي شود تا عالم خارج معنا و مفهوم پيدا كند.» ونيز نويسنده ي معروف انگليسي برايس (Bryce) در خصوص اهميت دانش جغرافيا، مي گويد؛ « همه رشته هاي دانش بشري كه به نحوي راجع به كره ي زمين سخن مي گويند، كم و بيش متكي به جغرافيا و يا باآن مربوط اند». اين دانش به لحاظ توانايي هاي بالقوه ي خود مي تواند، دولت ها و برنامه ريزان اقتصادي را در مكان يابي صحيح و استفاده ي بهينه از نواحي مختلف ياري و آنان را در فرآيند طرح هاي عمراني و آگاهي از تاثيرات احتمالي تصميمات اتخاذ شده در اين زمينه مطلع نمايد، تا از اين رهگذر بتواند درباره ي امكانات بالقوه و مشكلات دولت جهاني در خصوص مديريت و توزيع منابع با رعايت عدالت اجتماعي اظهار نظر و تصويري جامع از مسايل و مشكلات موجود جهاني از جمله آلودگي هاي محيط زيست، بحران جمعيت، شهرنشيني، حمل و نقل، نا برابريها و تعاملات ميان اين امور به منظور دستيابي به « توسعه ي همه جانبه و پايدار» ارائه طريق نمايد. بر همين اساس، همه طراحان و برنامه ريزان نظام آموزشي ، بويژه در كشورهاي در حال توسعه و توسعه يافته در تلاش اند، تا از طريق ارائه اين درس: 1ـ علاقه و انگيزه دانش آموزان را نسبت به محيط زندگي و تنوع شرايط طبيعي و انساني موجود در سطح سياره ي زمين برانگيزند2ـ حس شگفتي آنان را نسبت به عالم پيرامون پرورش دهند. 3ـ به آنان كمك كنيد تا دربارهي كيفيت محيط زندگي، آيندهي محيط زيست، تعامل و تفاهم بين ملتها و دولتها آگاهانه بينديشند.4ـ و نهايتا حس مسئوليت پذيري آنها را براي مراقبت از تنها سياره ي قابل سكونت انسان تقويت نمايند. و بي جهت نيست كه علاقمندي به كيفيت آموزش جغرافيا در جوامع غربي، بخصوص در مدارس ايالات متحده ي آمريكا، موجب ايجاد برنامه ي آموزش ملي جغرافيا منتهي شده است كه حتي تعدادي از سازمانهاي جغرافيايي، چون انجمن ملي جغرافيا انجمن جغرافيدانها در آمريكا هزينه هاي مالي لازم در اين زمينه را تامين نمايند و حتي انجمن ملي جغرافيا در اين كشور برنامه هاي آموزشي جغرافيا را براي آموزگاران تدارك ديده است تا ضمن آموزش چگونگي غلبه بر تنگناها، راههاي رفع عدم تعادل هاي زيست محيطي را شناسائي و در مسير فضاي جغرافيايي مطلوب و بهتر زيستن انسانها گام هاي اساسي بر دارند. منابع: 1ـ روش آموزش جغرافياـ انتشارات وزارت آموزش و پرورش ـ سال 1371 2ـ انديشه هاي نو در فلسفه جغرافياـ دكتر حسين شكوئي ـ جلد اول ـ انتشارات گيتا شناسي سال 75 3ـ جغرافيا در قرن بيست و يكم، ترجمه حسن لاهوتي ـ انتشارات آستان قدس رضوي سال 78 4ـ تحليل جغرافيايي ـ ترجمه دكتر سيروس سهامي ـ انتشارات نيكاـ سال 73 5ـ جغرافيا، دانش گذشته، حال و آينده ـ دكتر شوكت مقيمي ـ آموزش جغرافياـ شماره 63
+ نوشته شده در پنجم فروردین ۱۳۹۶ ساعت ۳:۱۷ ق.ظ توسط منصورغفارزاده
|
منصورغفارزاده