'انسان وقتى به ماشين مجهز مى‌شود، قدرت تخريب و ويرانگرى آن در محيط طبيعى صدها برابر مى‌شود. کوه‌ها را مى‌تراشد تا با سنگ‌هاى آن ديوار بسازد، دشت‌ها را برمى‌کند و آنها را به زمين‌هاى زراعى و باغات مبدل مى‌کند، از مواد معدنى فلز و از فلزات کارخانه و ماشين مى‌سازد، نفت‌ها، هيدروکروبورها و زغال‌سنگ‌ها را مى‌سوزاند، جنگل‌ها را تخريب مى‌کند، برکه‌ها را مى‌خشکاند، و در مقابل همه استدلال‌ها و اعتراضات به يک اصل متوسل مى‌شود. و آن اينکه، همهٔ اينها براى سعادت نوع انسان لازم است.' (۲) چنين تغييراتى در محيط‌هاى طبيعى منجر به پيدايش محيط‌هاى جغرافيائى و چشم‌اندازهاى زيستى مى‌گردد، که هر کدام در رابطه با عوامل طبيعى و انساني، داراى اشکال متنوع و ويژگى‌هاى خاص خود هستند. از اين‌رو محيط جغرافيائى پهنه و بسترى است، که مجموعه زيستى نقش حياتى خود را در آن ايفاء مى‌کند و همه‌جا توان زيستى يکسانى ندارد. قدرت عمل برخى عوامل تغييردهندهٔ آن شديد و برخى کُند است. محيط جغرافيائى خصلت پويائى دارد و به‌دليل اين خصوصيت ديناميکى تغييرات و درک علت آن حائز اهميت فراوان است. بديهى است، نقش انسان نيز در سازماندهى محيط‌هاى جغرافيائى روزبه‌روز بيشتر مى‌شود و قدرت نفوذ وى براى دخل و تصرف در محيط طبيعى در تمامى زمينه‌ها منجر به پيدايش و شکل‌گيرى محيط‌هاى اجتماعى و اقتصادى مى‌شود.
 
 وديعي، کاظم، مقدمه بر محيط‌شناسي، سازمان حفاظت محيط زيست، ۱۳۵۴، ص ۲۲.